Ad Finem

روز چهارم سپتامبر آخرین واقع از فعالیت‌ها برای راهنمایی فرهنگی – نمایشگاه عکس‌بر‌داری به عنوان «یادگارها از مهماندار ناآشنا: شهر صوفیا» - بر گزار شد. مولفهای آن شرکت‌کنندگان در این پروژه بودند که عکسهای حافظ چهره‌ها، لحظه‌ها و اوضاع شامل زندگیشان در شهر فرستاده بودند.



یک سال بعد از اولین دیدار با پناهندگان و پناهجویان برنامه برای راهنمایی فرهنگی به پایان رسید. از لاحاظ رقم اینچنین به نظر می رسید:

ی۱۱ مترجم
ی۱۱ فضای شهری
ی۸۲ شرکت‌کنندگان
ی۱۵ کشور
ی۱۱ جایزه
ی۱ رویداد عمومی پایانی
ی ۹ مولف عکسها؛ ۴۲ مولف کمیکس و تصویر؛ ۲ نفر نویسنده و شاعر غیر حرفه‌ای

ماورای آمار، شرکت‌کنندگان در این پروژه از رده شخصیت‌پاک‌کن پناهجویان بطور موقت خارج می شدند و از علامات اجتماعیی،‌ موقعیت و شهرت سابق آزاد می شدند. آنها به عنوان نمایندگان رسوم و عملها فرهنگی خود تشریف می آوردند. برنامه برای بسیاری پلی بین گذشته و آلان شد، همان مثل بلغارستان که جایگاه استگاه در راه بین وطن و اروپای رویاها قرار گرفت.

در تصور عمومی پناهجو در رسانه‌ها او وابسته به سیستم کمکهای اجتمایی است و منتظر مداد و  ترحم است و از کشوری که او را «قبول کرده است» بیش از حد در‌خواست دارد. شایستگی فرهنگی روی دیگر این تصور را نشان داد.

ورود به روند ادغام از طریق فرهنگ هم به بخت نوآمده هم به بخت مهماندار می آفزاید چون  «ادم می تواند بیرون از وطن خود پناهجو شود ولی روشی ندارد که پناهجو خارج از فرهنگش شود! فرهنگ فضای‌ست که نمی توانی آن را ترک کنی چون بیش از اینکه تو دز آن زندگی می کنی، تو فضای زندگی خودش هستی. در این معنی خود فرهنگ پناهی است!»  (خانم مایا تسنووا)

به امید دیدار! خوشحال هستیم! ی
اینا دوبلکوا، کرمنا حریستوا و امیلیا براتانوا 

Ad Finem

في 4 سبتمبر/أيلول تم إجراء المناسبة الأخيرة من البرنامج لتوجيه ثقافي والتي كانت المعرض الفوتوغرافي "ذكريات من البيت غير المألوف- صوفيا". فأرسل أصحاب المعرض وهم المشاركون في المشروع صورا تعرض الوجوه واللحظات والأوضاع من حياتهم في المدينة.



بعد مرور سنة على لقائنا الأول مع اللاجئين وطالبي اللجوء أنهى البرنامج لتوجيه ثقافي. فنتيجة هذه النسة فيما يلي:
- 11 مترجما
- 82 مشاركا
- 15 بلد الأصل
- 11 جائزة
- مناسبة نهائية مفتوحة لزوار خارج إطار البرنامج
- 9 أصحاب صور؛ 42 مؤلف روايات كوميكس ورسومات؛ كاتبين وشاعرين هاويين؛
وما وراء الإحصاءات فكان المشاركون في هذا المشروع يخرجون وحتى لفترة وجيزة من صورة اللاجئ السالبة شخصيته عنه وبصرف النظر عن الصفات والحالات الاجتماعية السابقة والهيبة يأتون في دور سفراء ثقافتهم وعاداتهم. فصار البرنامج لتوجيه ثقافي للكثيرين منهم جسرا بين الماضي والحاضر كما باتت بلغاريا بلد عبور بين بلد الأصل وأوروبا المحلومة.

إضافة إلى ذلك أظهر البرنامج لتوجيه ثقافي الجانب الآخر من صورة اللاجئ الإعلامية المعتادة حيث نراه شخصا ينتظر المساعدة  والتعاطف ويفاقم النظام الاجتماعي ويطالب كثيرا من البلد المستضيف له.

لا تثري عملية التكامل من خلال الثقافة الأشخاص القادمين الجدد فقط وإنما المجتمع المستضيف لهم أي المجتمع البلغارري لأن "المرء قد يصبح لاجئا خارج وطنه، ولكن من المستحيل أن يصبح لاجئا خارج ثقافته! فالثقافة هي مساحة لا يمكن الخروج منها وذلك لأنها تعيش فيك ولا أنت فيها. فالثقافة نفسها هي ملجأ!" (مايا تسينوفا)

إلى اللقاء! استمتعنا بلقائنا
إينا دوبليكوفا، كريمينا خريستوفا، أميليا براتانوفا

Ad Finem

The last event of the cultural orientation programme, a photo exhibition called “Memories from the Unknown Home: Sofia”, took place on 4 September. The authors of the exhibition were the participants in the project who sent photographs of captured faces, instances and situations from their lives in the city.



One year after the first meeting with refugees and asylum seekers, the programme for cultural orientation came to an end. In numbers it looked like this:
Beyond the statistics, the participants in the project could temporarily leave the depersonalizing category of refugees, devoid of previous social attributes, status and prestige. They came as ambassadors of their own cultural codes and practices. The cultural orientation programme meant for many of them a bridge between past and present, just as Bulgaria turned out to be a transit stop between the country of origin and the dreamed of “Europe”.

“Cultural ‘Adequation’” showed the other side of the usual media image of the dependent and pitiful refugee, begging for help and who is a burden to the social system and requires too much from the country which “accepted” him or her.

An entry point to integration through culture enriches both the newcomers and their hosts, represented by the Bulgarian society. “A person may end up being a refugee, outside of his or her country of origin, but never outside of his or her culture! Culture is a territory which one cannot leave, not because you live in it, but because it lives in you. In this respect, culture is a refuge in and of itself!” (Maya Tzenova).

It was a pleasure! See you soon!

Ina Doublekova, Kremena Hristova and Emiliya Bratanova 

Ad Finem

На 4 септември се проведе последното събитие от програмата за културна ориентация - фотографската изложба „Спомени от непознатия дом: София”. Нейни автори бяха участниците в проекта, които изпратиха снимки, запечатали лица, моменти и ситуации от техния живот в града.



Една година след първата среща с бежанци и търсещи закрила лица програмата за културна ориентация завърши. В цифри тя изглеждаше така:
Отвъд статистиката участниците в този проект временно излизаха от обезличаващата ги категория на бежанци, освободени от предишни социални атрибути, статус и престиж. Те идваха като посланици на собствени културни кодове и практики. Програмата за културна ориентация за много от тях се оказа мост между минало и настояще, както България се оказа транзитна спирка между страната на произход и мечтаната „Европа”.
 
„Културна ‘адеквация” показа другата страна на обичайния медиен образ на зависимия, очакващ помощ и съжаление бежанец, който отежнява социалната система и изисква неприлично много от „приелата” го държава.

Вход към процеса на интеграция през културата обогатява както новодошлите, така и техните домакини в лицето на българското общество, защото „човек може да се окаже бежанец – извън родината си, но няма как да се окаже бежанец извън културата си! Културата е територия, която няма как да напуснеш, защото не толкова ти живееш в нея, колкото тя живее в теб. В този смисъл културата сама е убежище!” (Мая Ценова).

До нови срещи! Беше ни приятно!

Ина Дублекова, Кремена Христова и Емилия Братанова 

مصاحبه کوتاه با خانم ماریتسا کُلْچِوا

در آخر ماه جولای واقعه ماقبل آخر از برنامه برای راهنمایی فرهنگی مخصوص پناهندگان و پناهجویان برگزار شد. موضوع آن گردش در صوفیا همراه راهنمای متخصص و کارگاه(آتلیه) عکس‌بر‌داری بود که نقش تحول یافتن برنامه را به مراحله پایانی آن – نمایش عکسهایی که شرکت‌کنندگان مولف‌های آن بودند – ایفا می کند. مهمان ویژه ما عکاس ماهر ، شاعر و بازیکن، خانم ماریتسا کولچِوا است، او در آماده‌کردن و گزارش نمایش عکسها که اختتامیه بارنامه می باشد شخصیت بیشتر فعال است. ماریتسا تاسیس‌کننده تنها گالری عکاسی در این حوزه است و موافق بودن او برای  سبب افتخار برای ما است. در زیر یادداشت‌های او بعد از دیدار اول او با شرکت‌کنندگان را می خوانید.

 

1. میشود خود را مختصرا معرفی کنید؟ 
اسم من  ماریتسا کولچوا است و عکاس هستم. در عین حال در طی دو سال آخر نیز مشغول گالری نامیده شده «لاستیتسی« - فضا برای عکس‌بر‌داری معاصر  در شهر صوفیا و از ماه می امسال – همچنین در شهر پلودیو.

2. تا اکنون با پناهجویان سروکار داشته اید.یا خیر؟
قبلا هیچ وقت در دیداری از این نوع با پناهندگان شرکت نکرده‌ام. ولی تو محل اوچا گوپل بزرگ شدم که آنجا در دابستان ۱۵۱م درس می خواندم. دابستان ما با خوابگاه‌های پناهندگان و پناهجویان فضاهای مشترک در حیاط داشت. بچه‌های ‌خوابگاه‌ها در حیاط با ما بازی می کردند و گاه‌گاهی حتی به اتاقهای کلاس می آمدند و اگر استادان به ما اجازه می داده‌اند آنها می ماندند برای جلسه‌ها. با علاقه نگاه می کردند و گوشش می کردند بعضی کلامات را حفظ کنند. در بازیهای مشترکمان هیچ جدایی احساس نمی شد و حتی مانع زبانهای مختله ما احساس نمی شد. کلامه دگرگون وجود نداشت، کاش تحمل به طور طبیعی بروز شده بود بی آنکه لازم باشد پرورش شود. فکر می کنم که این تجربه در بچگیم برایم خیلی ارزشمند بوده است.

3. شما کدام انتظاری از ملااقاتتان با پناهجویان داشته‌اید ویا خیر؟ اگر داشته اید چه بوده است؟
نه، انتظاراتی نداشتم. میل داشتم با شخصیت‌های گوناگون که پشت اسم عام «پناهجویان» پنهان‌ند، رابطه صحیحی داشته باشم. هر کسی از آنها داستان خود دارد، زبان، اصل و علاقه‌های مختلف دارد. تنها یه کم از محدودیت‌ها مربوط به زبان نگران بودم، از نقر پیوندی ترجمه در معاشرت ما،  اما بلاخره ارزویم این بود که بیشتر از زبان تصویر و شکل اشتفاده کنیم. در نخستین دیدار با آنها، ضمن بازدیدشان از دیدانی‌های صوفیا، من به عنوان عکاس حضور داشتم. آن وقت ، ساکت آغاز معاشرت خود را گذاشتیم – نگاه کننان تو چشمهای یک دیگر. هر نگاهی که به نگاه خودم‌ خورد شروع یک داستانی را مرتب می کرد.

4. کدام چیز شما را غافلگیر کردو چه چیز از این گونه محفل به شما یادگار میماند؟
یکی از شرکت‌کنندگان ازم سؤال کرد که ایا در سراسر جهان آموزش مخصوص عکاسی وجود دارد – ایا عکاسی چیزی‌ست که می توان آموخت و یا در آخر حرف استعداد است. جواب هویدا را بر طرف بذاریم،‌ این پرسش مرا به اندیشیدن آورد. عکسی که دیگری از شرکت‌کنندگان از گوشی خود به من نشان داد، مرا تحت تاثیر قرار داد. او همه قوانین ترکیب‌بندی را رعایت کرده بود که شاید حتی وجود داشتن آنها را ندانست، ولی که بطور فراست احساس کرده بود و یاد گرفته بود چنانچه یک عکس عالی گرفته و ثابت کنان که در نتیجه مهمترین عنصر هنر عکس‌بر‌داری همیشه نگاه عکاس می ماند و تکنیک و ابزار حامل تصویر.

5. میخواهیدکه چیزی بگوید برای اشتراکنندگان، سازماندهندگان و مطالعه‌کنندگان
ویبلاک؟
از برگزار کنندگان برای ابتکار عظیم و دل‌بستن به انجام دادن کارهای مربوط به آن سپسگزارم. مطمئنم که هر کس در یک دوره‌ای از زندگی‌ خود احساس کرده است که پناهجو است – در کشور خود یا حتی در خودش و خصوصا به این موجب پرورش یکدلی انقدر مهم است. آن به نیازمندان کمک می کند ولی نیز به خودمان نجات می دهد.

***

ما نیز از ماریتسا برای کوشش و مهارت که در کارگاه عکس‌بر‌داری و آماده‌مردن نمایشگاه سپرد سپسگزاریم! او موفق شد اعتماد به توانایی‌های شخصی در شرکت‌کنندگان زنده کند و به آنها الهام برای گرفتن عکسهای انقدر جالبی بدهد که جلو او در انتخاب تعداد محدودی از این دریا تصویر توصیف‌کنان زندگی پهلوانان ما، برای نمایشگاه سختی‌های فراوان ایجاد کردند! به ماریتسا  دست‌آوردهای هنری بسیار در رنگارنگی زندگی روزمره آرزو می کنیم! 

تعرف على المدينة لكي تبدأ تحبها

 إيميليا براتانوفا

أجريت المناسبة الثامنة من البرنامج لتوجيه ثقافي للاجئين وطالبي اللجوء في 22 من شهر يونيو/ حزيران وكان هدفها هذه المرة التعرف على ماضي المدينة، التي تصبح بيتا جديدا للمشاركين الخمسة والعشرين من سوريا والعراق وأفغانستان وإيران والصومال وفلسطين وكاميرون.

قمنا برحلتنا في تاريخ صوفيا برفقة الدليل السياحي النشيط مارتين زاشيف من الجمعية 365. كانت محطتنا الأولى أحد الأماكن الرمزية في حياة المشاركين أي الجامع "بانيا باشي"، الذي استخدمناه لبناء جسر بين الثقافات المختلفة. فهناك أمام الجامع كنا في ما يسمي بمستطيل التسامح حيث تقع المعابد لأربعة ديانات مختلفة وهذا الأمر يثبت تعايش المسيحيين والمسلمين المثري والسلمي في الأراضي البلغارية حسب ما قاله مارتين. بعد ذلك وجهنا إلى محطاتنا الأخرى من برنامجنا بالأمل أن نرى أمثلة التسامح الأخرى.


أمام القصر الملكي السابق عرض مارتين تاريخ بلغاريا من القرن الماضي في غضون 10 دقائق حيث تعرف المشاركون على أبرز الأحداث في تاريخنا بطريقة سهلة ومسلية. فتجسم مشاركونا في أدوار الأمير أليكساندر باتيمبرغ  والملك فيرديناند الأول وزوجته الأميرة الإيطالية ماريا لويزا وابنهما الملك بوريس الثالث وحفيدهما سيميون. بدأ التمثيل بالأحداث التاريخية المضطربة في حياة العائلة الملكية وخاصة وفاة  الملك بوريس الثالث عند ظروف غامضة وحكم ابنه سيميون ومر بالحقبة الشيوعية من سنة 1944 حتى نهاية حكمه لكي يصل إلى الائتلاف اللاحق بين المنافسين التاريخيين- الاشتراكيين وسميون.


تشير جوابات المشاركين على الأسئلة من التغذيات الاسترجاعية إلى أن الحديث عن الكنيسة العريقة "القديسة صوفيا" كان إحدى اللحظات الأكثر إثارة لإعجابهم. فأثار جرس الكنيسة الذي يعلق في أغصان إحدى الأشجار أمامها وقصة تسمية العاصمة باسم الكنيسة أهتماما بالغا. فقبل أكثر من 15 قرنا كانت الكنيسة بوصفها أعلى نقطة في المستوطنة الرومانية سيرديكا رمزا للمنطقة ولعبت دور معلم للمسافرين والتجار الأمر الذي جعلها عرابة مدينتنا. 

في نهاية الجولة وصلنا إلى المركز الثقافي التابع إلى جامعة صوفيا حيث كشفت لنا ماريتسا كولتشيفا وهي مؤسسة المعرض الفوتوغرافي الوحيد من نوعه "لاستيتسي" جزا صغيرا من أسرار فن التصوير. رأينا أمثلة حديثة وكلاسيكية لصور فوتوغرافية التقطها أكبر المصورين، الذين أثبتوا باتقانهم طوال السنوات. فن التصوير كما قالت ماريتسا يروي قصصا لا يمكن رؤيتها إلا في التمثيل الفوتوغرافي. فالتصوير يخلق صور الأشياء في العالم. في هذا المعنى، فإن الأكثر إثارة للاهتمام قد يكون شيئا عاديا من الحياة اليومي. إضافة إلى ذلك يعتمد فن التصوير على تكوين الصور ولعبة الضوء والظلال.


انتهينا هذا اليوم الخاص بابتسامات وبتذكير اللحظات المشتركة من المناسبات. منحنا المشاركين شهادات لمشاركتهم النشيطة في البرنامج وحصل المشاركون المنتظمون على آلات التصوير التي أن يلتقطوا بها صورا لمناسبتنا النهائية- معرض فوتوغرافي

للمزيد من الصور اضغط هنا

Фотоизложба "Спомени от непознатия дом: София"

Културна фондация А25 и галерия „Ластици” представят:


„Спомени от непознатия дом: София”

Фотографска изложба на снимки, правени от бежанци и търсещи закрила лица в София

София, 4 Септември 2014, 18.00 ч.  – Културна фондация А25 и фотографска галерия „Ластици” представят изложба от снимки, правени от бежанци и търсещи закрила лица в България. Техните автори са от Сирия, Афганистан, Ирак, Иран, Палестина и кадрите, заснети в последната една година, са запечатали лица и моменти от техния нов живот тук.

„Спомени от непознатия дом: София” не е поредната хроника на бежанския живот, а носи в себе си идеята за миналото – близко и преносимо в джобовете на несъразмерно голямото сако; но също така и елемента на бъдещето и неспирното движение, което ще превърне срещата със София в мимолетен спомен. Как изглежда домът през очите на бежанеца? И припознаваме ли тази „бежанска” София като споделено битие?

Изложбата може да бъде посетена до 14 септември 2014 г. на адрес: ул. "Герлово" 13.




Обработка и предпечатна подготовка на кадрите: Марица Колчева

«Представянето на кадрите е опит фотографиите да се асоциират с класическия тип размяна на фотографски картички или пък полароидни снимки – моментни фотографии с неголям размер, на които е оставено място, за да бъде написано личното послание. Фотографията като начин за опитомяване на непознатото, за присвояване на непознатите, чужди места, превръщайки ги в част от собствените ни спомени.”, Марица Колчева

„Спомени от непознатия дом: София” е заключително събитие на едногодишната програма за културна ориентация на бежанци и търсещи закрила лица на Културна фондация А25. Проектът „Културна ‘адеквация’” въвлече участниците в събития, свързани с девет различни изкуства и местни културни практики в подкрепа на правото на бежанците и търсещите закрила лица на достъп до културни блага и културен живот и изразяване.

Ще ви очакваме!

Get to know the city, and start loving it

Emiliya Bratanova

The eighth event of the cultural orientation programme for asylum seekers and refugees took place on June 22, and was devoted to getting to know the past of the city that has become a new home for the 25 participants from Syria, Iraq, Afghanistan, Iran, Somalia, Palestine and Cameroon.

The atmosphere of the event was skillfully maintained by the energetic guide Martin Zashev from 365 Association. We started the guided tour from one of the central topoi in the participants’ existence: the Banya Bashi Mosque. It served as a starting point for building a bridge between the different cultures. We were standing in the so-called square of tolerance, marked by the religious temples of four different faiths. Martin gave examples of the peaceful and enriching co-existence between Christians and Muslims within the Bulgarian lands, and after making a wish to more often come across examples of tolerance, we headed for the next stops from the programme.


In front of the former King’s Palace, Martin played a game, in which he managed to tell 100 years of Bulgarian history in a comprehensible and funny way within 10 minutes. The participants stepped into the shoes of prince Alexander of Battenberg, czar Ferdinand I, his wife the Italian Princess Marie Louise, their son czar Boris III, and grand-son czar Simeon. Going through the stormy historical events that marked the life of the whole royal family, Martin put the stress on the mysterious death of czar Boris III, the rule of the infant czar Simeon II, the coming to power of the communist party in 1944, the end of its supremacy in 1990, and the subsequent coalitions between the historical rivals: the socialists and the exiled by them czar Simeon II.


One of the most impressive moments according to the feedback from the event was the story about the ancient “St. Sophia” church, which intrigued the group with its external bell and with the story about the name of the capital originating from the name of the church. The Church was the highest point of the Roman settlement Serdica more than 15 centuries ago. It served as a landmark for travelers and merchants and as a symbol of the surrounding area, thus naturally turning into its “God-mother”.

After the guided tour, Maritsa Kolcheva, the founder of photo gallery “Rubber”, disclosed a tiny bit of the secrets of photography in the Sofia University Cultural Centre. She presented contemporary and classical examples of photographs from great and established authors. Photography tells stories which we would not be able to hear otherwise; it creates images of things in the world. In this sense, the most banal things can be the most interesting ones. In addition, photography is a matter of composition and most of all, a game of shadows and light.


We ended this special day in style, with a transition to the final event: a photo exhibition of pictures taken by the participants. In line with this, we distributed cameras as presents to the most deserving and regular attendees throughout the programme. With a smile on our faces, we remembered each event, looking at pictures capturing our shared experiences. We finished the day with an award ceremony with certificates for participation for the active involvement of those present. 

You can find more pictures from the event here.  

با شهر آشنا باشی تا عاشق آن شوی

إيميليا براتانوفا

روز بیست و دوم ژوئن هشتمین واقعه از برنامه برای راهنمای فرهنگی مخصوص پناهندگان و پناهجویان برگزار شد و به آشنا شدن با گذشته شهری اختصاص شده بود که به خانه جدید بیست و پنج نفر شرکت‌کنندگان از صوریه، عراق، افغانستان، ایران، سومالی، فلسطین و کامرون تبدیل شده است. 

راهنمای پرانرژی ما، اقای مارتین زاشو از انجمن سیصد و شصت و پنج میمون، فضای واقعه را سر حال نگه داشت. گردش را از یکی مکان‌های مهم در هستی شرکت‌کنندگان – مسجد «بانیا باشی» شروع کردیم. آن نقطه نقش آغاز ساختن پلی میان فرهنگهای گوناگون ایفا کرد. ما در چهارچوب مستطیل اغماض(راست‌گوشه تحمل) کذایی قرار داشتیم، علامت گردیده از عبادتگاه‌های چهار دین مختلف. اقای مارتین از هم‌نشینی صلح‌امیز و پرمایه‌کنان مسیخیان و مسلمانان در قلمرو بلغاری مثال داد و بعد از آنکه به هم دیگر ارزو کردیم که اغلب‌تر برخوردار مثالهای تحمل باشیم،‌ به توقف‌های بعدی برنامه براه اقتادیم.


جلوقصر سابق پادشاه مارتین ادای بازی کرد که در آن در ظرف ده دقیقه صد سال از تاریخ بلغارستان بطور جالب و  مفهوم تعریف کرد. شرکت‌کننپگان وارد شخصیت‌های کنیاز* آلکساندر باتنبرگ، تزار فردینند اول، همسرش – شاه‌دخت ایتالیایی ماریا لویزا، پسرشان – تزار بوریس سوم و نوه‌شان - تزار سیمئون شدند. عبور کنان از اتفاقات ناآرام تاریخی که بر خانواده تزاری اثر گرانی گذاشته اند، اقای مارتین بر مرگ مرموز تزار بوریس سوم و حکومت تزار سیمئون نابالغ،  به‌حکومت آمدن حزب کمونیست در سال هزار و نه‌صد و چهل و چهار و بر پایان حکومت آن تعقیب شده از ائتلاف بین رقیب‌های سیاسی شناخته شده در تاریخ: سوسیالیست‌ها و تزار سیمئون بزرگ‌شده تاکید کرد.


یکی از جالبترین نقطه‌ها براساس اطلاعات از پرسش‌نامه‌های بازخورد سخن‌گویی از کلیسای قدیم «صوفیای مقدس» بود که با ناقوس بیرونی آن و داستان در مورد اصل نام پایتخت از اسم کلیسا توجه گروه را جلب کرد. کلیسا بیش از پانزده قرن ماقبل بلاترین نقطه زیستگاه رومی سردیکا بوده است و طبعا تبدیل شدن به «مادر تعمیدی» شهر برای جهانگردان و تاجرانی که از آنجا می گدشته‌اند اعلان و نشانه منطقه بوده است.

بعد از گردش، خانم ماریتسا کوچوا تاسیس کننده گالری عکاسی منحصر به فرد  «لاستیتسی» در مرکز کولتور دانشگاه صوفیا یک بخش کوچکی از رازهای عکس‌برداری را اشکار کرد. او مثال از عکسهای مولفهای عظیم و ثابت شده در زمان نشان داد. عکس‌برداری داستانهایی را که نمی توانیم از طریق دیگری ببینیم، حکایت می کند، به چیزهای جهان شکل می دهد. از این لحاظ چیزهای بیشتر بی مازه می توانند جالب باشند. عکاسی غیر از این همه، مسئله ترکیب‌بندی  و عمدتا بازی نور و سایه است.

 

این روز را بطور مناسب به اتمام رساندیم – با گذری به واقعه اختتامیه شامل نمایش عکاسی از عکسهای گرفته شده از شرکت‌کنندگان و هماهنگ این موضوع به شرکت‌کنندگان بیشتر منظم و سزاوار، در چهارچوب این برنامه، دوربین‌های عکاسی هدیه دادیم. خنده‌ها بر لب نگاه‌کنان به عکسها همه واقعه گذشته را به خود یادآوری کردیم و در پایان به حاضران شهادت‌نامه برای شرکت فعال آنها جایزه دادیم. 

مقام ناجیب‌زدگان اسلاو که پایینتر از تزار و شاهزده است*

بیشتر اکسها از این فعالیت اینجا در دسترس شما هستند



ب

مقابلة سريعة مع ماريتسا كولتشيفا

أجريت في نهاية شهر حزيران/يونيو المناسبة الأخيرة من البرنامج لتوجيه ثقافي للاجئين وطالبي اللجوء، التي كانت موضوعها جولة سياحية في صوفيا برفقة دليل سياحي محترف وورشة عمل فوتوغرافية تمثل شيئا كانتقال سلس إلى نهاية البرنامج- معرض فوتوغرافي بصور التقطوها المشاركون في البرنامج. كانت ضيفتنا الخاصة في هذه المناسبة المصورة المحترفة والشاعرة والفنانة مريتسا كولتشيفا، التي ستكون الشخص الرئيسي في إعداد وتنفيذ المعرض الفوتوغرافي النهائي في إطار البرنامج. فأسست ماريتسا معرض الصور الفوتوغرافية الفريد من نوعه في بلغاريا واسمه "لاستيتسي" ويشرفنا أنها وافقت على توفير مساحة المعرض لمناسبتنا النهائية. وهنا انطباعات ماريتسا بعد لقائها الأول مع المشاركين في البرنامج:


1.    هل ممكن أن تقدم لنا باختصار؟
أنا اسمي ماريتسا كولتشيفا وأنا مصورة. بالإضافة إلى ممارستي التصوير الفوتوغرافي أعمل على معرض الصور الفتوغرافية "لاستيتسي"، مساحة لفن التصوير الحديث ومنذ شهر أيار/ مايو عندنا معرض ثاني في بلوفديف.

2.    هل لديك تجربة في معاملة مع لاجئين وطالبي اللجوء وما هي؟
لأول مرة أشارك في برنامج كهذا ولكني قضيت طفولتي في الحي "أفتشا كوبل" حيث درست في المدرسة 151. كان للمدرسة مساحات مشتركة مع منازل اللاجئين وطالبي اللجوء لذلك فإننا كنا نلعب في باحة المدرسة مع الأطفال من المنازل وفي بعض الأحيان كانوا يحضرون في الصف اذا سمح لهم المدرس. فكان يشاهدون الأطفال اللاجئون باهتمام وحاولوا حفظ كلمات منفردة. في ألعابنا المشتركة لم يشعر أحد منا بمفارقة ولم تكن هناك حواجز لغوية. كانت كلمة "مختلف" غير موجودة والتسامح كان شيء طبيعي. أعتقد أن هذه التجربة لها قيمة عالية بنسبة لي.

3.    هل كنت لديك بعض توقعات من اللقاء مع المشاركين في البرنامج؟
لا، لم يكن لدي أي توقعات.كنت أغرب في اتصال مع الشخصيات المنفردة، التي تختفي خلف المصطلح "لاجئ". كل منهم له تجربته ولغته وأصله واهتماماته. ما قلقت إلا على حاجز اللغة ووساطة الترجمة ولكن في نهاية الأمر كنت أغرب في أن نتكلم عن وبلغة الصور. لقاؤنا الأول معهم كان إثناء الجولة والتعرف على المعالم التاريخية في صوفيا. بدأنا التواصل بدون كلمات- فقط بعينين. كل نظرة كانت بداية قصة.

4.    هل كانت هناك مفاجآت بنسبة لك؟ وما هي انطباعاتك من اللقاء؟ هل تستفيد شيئا من لقائنا؟
أحد المشاركين في البرنامج طرح لي السؤال هل يوجد في العالم منحج خاص لتعليم التصوير الفوتوغرافي- طبعا يوجد منحج خاص لتعليم التصوير الفوتوغرافي ولكن ربما الموهبة هي الأهم. فوراء الإجابة الواضحة جعلني هذا السؤال أفكر في الموضوع. دهشتني اللقطة، الذي صورها بهاتفه أحد المشاركين. التزمت الصورة إلى كل القواعد المهمة في تكوين الصورة الفوتوغرافية وهذا ربما بعدم علم المصور. ولكنه التقط صورة جيدة في الغاية بفضل حدسه. وفي نهاية المطاف أظهرت الصورة أن المهم عند التصوير ستبقى رؤية المصور بصرف النظر عن التقنية وموضع الصورة.

5.    هل تريد أن تضيف إلى شيئا في الموضوع؟ هل تريد أن تقول شيئا للشاركين أو للمنظمين أو قراء المنتدى؟
أشكر للمنظمين على هذه المبادرة الرائعة والود في هذا ما فعله. أنا متأكدة أن كل واحد منا كان يشعر كلاجئ في مرحلة ما في حياته- سواء كان في بلاده أو في نفسه ولذلك فإن تأديب التعاطف مهم جدا. هو يساعد المحتاجين إليه وينقذ أنفسنا.

***

نشكر لماريتسا على جهدها والكفاءة المهنية التي بذلت في ورشة العمل الفوتوغرافية وفي إعداد المعرض. ونشكر لها أيضا على أنها أعطت لمشاركين في البرنامج الثقة في قدراتهم على التصوير وألهمتهم لالتقاط عديد من لقطات مثيرة للاهتمام والتي قدموها لنا مؤخرا. وكان من الصعب لماريتسا أن تختار الصور المطلوبة للمعرض، التي تعرض حياة أبطالنا! نتمنى لماريتسا التوفيق والنجاح في العمل وحياة يومية ملونة.  

eea grants / a25 culgoral foundation

eea grants / a25 culgoral foundation