Theatre director Gergana Dimitrova on her meeting with refugees in Bulgaria

We are happy to present to your attention our new column called “Blitz Interview”. Hereby we will introduce our special guests at the events from the cultural orientation programme. This is the special guest corner where they have the floor to share their impressions, surprises, inspirations and messages to you, our readers, as well as to the refugees and the asylum seekers in Bulgaria.

Blitz interview with Gergana Dimitrova, founder of OCAAC “36 Monkeys”:


1. Could you shortly introduce yourself?

Gergana, a director and a translator, from Organization for Contemporary Alternative Art and Culture – 36 Monkeys.

2. What is your previous contact with refugees and asylum seekers?

I’ve lived abroad and I’ve met there other immigrants and former refugees, which have now been granted a formal status. I don’t have other experiences.

3. Did you have prior expectations about the event and the participants? If yes, what where they?

I didn’t have and I didn’t want to have, so that I could see them from scratch, as individuals. I supposed that their situation was not easy.

4. Was there something which surprised you or made a strong impression on you at the event and did you take something from this experience?

I was very much impressed by their willingness to act, to do something. It was something synthesized, abrupt, strong, as if a product of an externally suppressed activity; as well as their openness for discussion, their liveliness.

5. Would you like to add something or to address the participants, the organizers, and the blog readers?

People in a situation like that have a desperate need of socialization. I believe that accompanying them for a longer period of time brings a lot of enrichment to both sides. And I am very happy that you are doing this. I also thank you for giving me the opportunity to meet these people, even for a short while.

***

We also thank Gergana for accepting our invitation to be our special guest at the module devoted to theatre in Bulgaria!



مصاحبه کوتاه با خانم گِرگانا دیمیتْرُوا

به توجه شما بخش جدید این بلُگ را ، <مصاحبه کوتاه>، می نماییم. در آن می توانید با مهمانان دوره برای راهنمایی فرهنگی آشنا شوید. این بخش مهمانان می باشد که در آن آنها دیدگاه های  ،  خود ، تحیر و الهام خود و پیغام هایی که برای شما ، خوانندگان ما و پناهجویان در بلغارستان، دارند ، در میان بگذارند

مصاحبه کوتاه با خانم گِرگانا دیمیتْرُوا که سازمان دهنده اُساییک <سی و شش میمون> است


یک – می تونین خود را بطور کوتاه معرفی کنین؟
گرگانا، کارگردان و مترجم ، از سازمان مخصوص هنر معاصر <سی و شش میمون> هستم

دو - سابقه شما وابسته به پناهندگان و پناهجویان تا بحال چی بوده است؟
در خارجی زندگی کرده ام و انجا مهاجران و پناهجویان سابقی که دیگر بطور رسمی پناهنده شده بودند، دیده ام. حرفه دیگه ای ندارم

سه - آیا از دیدار با شرکتکنندگان انتظارات خاصی داشتید؟ واگر <بله> چه انتظاراتی بودند؟
نداشتام و نمی خواستم داشته باشم تا شخصیت های مختلفشان را بطور واضح ببینم. حدس می زدم که وضعیتشان قدری آسان نیست

چهار – آیا در طی دیدار از چیزی تعجب شدید ، چیزی بود که توجهتان را جلب کرد و  تو دلتان نشست؟
ارزویشان برای شرکت، برای انجام دادن کاری همچنین چیز بود. چنین که تغلیظ شده بود ، واضح بود و قوی کاش که نتیجه فعالیت قطع شده از بیرون. همچنین حاضر بودنشان برای گفتگو کردن و زندگیشان

پنج – آیا چیزی دیگه ای، بخشی از این موضوع، هست که می خواهید به شرکتکنندگان، برگزارکنندگان و خوانندگان این بلگ بگویید؟

ادمی در چنین وضعیت نیاز فوق العاده به ادغام اجتماعی دارند. به نظر من همراه کردن آنها برای مدت بیشتر طولانی خیلی مفید برای هر دو طرف می باشد. و خیلی خوشحالم که شما این کار را بر عهده گرفتید. و همچنان متشکرم که با این که برای مدت کوتاهی بود، با این مردم دیدار داشتم

***

ما نیز از خانم گرگانا سپسگزاریم که دعوت ما را برای آمدن به عنوان مهمان به جلسه مخصوص تئاتر در بلغارستان، قبول کرد



در مورد انسانها و آنیماسیون

إيميليا براتانوفا

 روز بیست و ششم اکتبر اولین فعالیت برنامه راهنمایی فرهنگی با شرکت ۳۰ نفر پناهندگان و
 پناهجویان از ۹ ملت بر گزار شد. مهمانان ما: خانم وسل ، ُجوانی و دیماتا از انجمان ٬کمُپت کلکتیو٬
 تعریف کردن انیماسیون در بلغارستان ‌ ، پیغام های دیوازنگاری و کمیکس ، خصوصیت این هنرها ،
آزادی اظهار نظر که آنان می دهند و نفوذ آنان بر جامعه را بر عهده گرفتند



 برنامه با نشان دادن فیلم انیماسیون مستند ٬پدر ٬ شروع شد. این فیلم یادگار های دردآور از روابط
 پنج بچه بزرگ شده با پدران خود ضمن رژیم کمونیسم تعریف می کند. بدون شک برای ما جالب
 بود چطور انسانها از جامعه هایی که معمول خانواده پشتیبانی و بنا ها بیشتر محکم را به شخص
 تامین می کند ، این فیلم را پذیرفتند. فیل از آفغانستان خلصه گفت که پدران غالبا بیشتر بیگانه به
 نظر می رسند چون مادر همیشه نزدیکتر به بچه های خود است و زاید از عراق شخصیت فیلمی
پدر گرگ را به عنوان پدر خودش شناخت


 دیوار نگاری بین دیوارهای جدایی که بیشتر وقت ها روی آنان نقاشی می کنند ، پلی ساخته است.
 دیوار بین فلستین و اسرائل ‌ ،دیوار برلین و نیز دیوار آینده بین بلغارستان و ترکیه برای ساختن
 جدایی بکار می روند ولی نیز برای جای اظهار نظریه های مدنی و اجتمایی بدرد می جورند. حاکیم
 از مصر در باره دیوارنگاری که میدان تحریر را تزین کرد و بعد از بهار عربی سال ۲۰۱۱ آن را پر از
 خشم ناراضیان کرد ، حرف زد


 اقای جوانی از چند کمیکس اروپایی و عربی تعریف کرد و در باره جهت خط مسیر توسهه داستان
 در کمیکس عربی (در آن بر خلف کمیکس اروپایی ، شخصیت های خوبی از طرف راست به سوی
 طرف چاپ وارد صحنه نمایش می شوند) صحبت کرد. دیماتا کمیکس خود ٬چطور اقای بلک آبی 
 شد ٬ را تعریف کرد. خط مسیر توسعه داستان این کمیکس خیلی نزدیک به تاریخ مهمانان ما بود
 چون در آن جست و جوی اداری یک مهاجر با هدف ادغام شدن در جامعه کشور جدید تعریف شده
است


 در آخر دیدار اول ما ، هر یکی شرکت کنندگان داستان سه بخش را وابسته با گذشته ‌ ، زمان حال و
 آینده نقاشی کرد. در این نقاشی ها امید برای زندگی بهتر در آینده ، غم به دلیل گذشته ‌ ، خوشحالی
 به دلیل نجات یافتن ‌ ،زندگی عشق و برقی که به ما باور در بهتر بودن آینده می دهد ، می توانست
دید

 

بیشتر اکسها از این فعالیت اینجا در دسترس شما هستند

اسمهای شرکت کنندگان به دلیل امنیت آنها تغییر شده اند

مقابلة سريعة مع غيرغانا ديميتروفا

نريد أن نقدم لكم عنواننا الجديد وهو المقابلة السريعة. ففيه سنعرض لكم الضيوف الخاصين في مناسبتنا، التي تم إجراؤها في إطار البرنامج لتوجيه ثقافي. فتمثل هذه المقابلة السريعة زاوية خاصة للضيوف حيث أن يتحدثوا عن انطباعاتهم والمفاجآت والإلهامات والرسائل، التي يريدون مشاركتها معكم – قرائنا واللاجئين وطالبي اللجوء في بلغاريا.
مقابلة سريعة مع غيرغانا ديميتروفا- مؤسسة "أسايك" 36 قردا


1.    هل ممكن أن تقدمي لنا باختصار؟
غيرغانا، مخرجة ومترجمة، من المؤسسة لثقافة وفنون بديلة وحديثة – 36 قردا.
2.    هل لديك تجربة في معاملة مع لاجئين وطالبي اللجوء وما هي؟
كنت أعيش في الخارج. فهناك كنت ألتقي مع مهاجرين آخرين ولاجئين سابقين قد حصلوا على الإقامة الدائمة. لا عندي تجربة أخرى.
3.    هل كنت لديك بعض توقعات من اللقاء مع المشاركين في البرنامج؟
لا، أبدا. كنت أريد أن أرى المشاركين بصفتهم شخصيات منفردة. كنت أظن أن حالهم ليس سهلا.
4.    هل كانت هناك مفاجآت بنسبة لك؟ وما هي انطباعاتك من اللقاء؟ هل تستفيدين شيئا من لقائنا؟
دهشتني غربتهم في الفعالية. فكانت هذه الغربة واضحة وبارزة وقوية كأنها منتج لإيقاف نشاطهم. وانفتاحهم على التواصل كان مدهشا بنسبة لي وأيضا حيويتهم.
5.    هل تريدين أن تضيفي إلى شيئا في الموضوع؟ هل تريدين أن تقولي شيئا للشاركين أو للمنظمين أو قراء المنتدى؟
ناس يقع في وضع مثل هذا لديهم الحاجة الصارخة إلى تنشئة اجتماعية. فبرأيي أن مرافقة هؤلاء اللاجئين تمنح لجهتين استفادة كبيرة. وأنا مسرورة جدا بأنكم تفعلون هذا. وشكرا على فرصة التقاء هؤلاء الناس وحتى كان لقاؤنا قصيرا.
***

نشكر لغيرغانا ديميتروفا على قبول دعوتنا أن تكون ضيفنا الخاص في المناسبة المكرسة على المسرح في بلغلريا. 

عن الناس والرسم الكرتون

إيميليا براتانوفا

أجريت في 26 أكتوبر (تشرين الأول) مناسبتنا الأولى من البرنامج لتوجيه ثقافي فحضرت فيها مجموعة يبلغ عددها حولي 30 لاجئا وطالبي اللجوء من تسع جنسيات مختلفة. فكانت مهمة ضيوفنا الخاصين من كوليكيف كومبوت وأسماؤهم فيسيلا وجوفاني وديماتا أن يتحدث عن فن الكرتون في بلغاريا ورسائل الجرافيتي وكتب الكوميكس وخصوصية هذه الفنون، وحرية التعبير، التي تمنحها، وتأثيرها في السياق الاجتماعي.


فبدأ البرنامج بعرض الفيلم الكرتوني الوثائقي "أب". فيتابع الفيلم الذكريات المؤلمة لخمسة أطفال كبار سنا وهم يتحدثون عن علاقتهم  مع أبائهم  في ظل نظام الشيوية في بلغاريا. من دون شك كان مدهشا بنسبة لنا أن نرى كيف يفهم الناس هذا الفيلم، وذلك لأنهم يأتون من مجتمعات يحصل الفرد فيها على أكبر دعم من العائلة. ففي هذا السياق استنتجت فيلا من أفغانستان أن الأباء عادة يبقوا بنسبة أطفالهم كأنهم أشخاص غرباء ويتسبب ذلك في أن الأم هي التي تقع دائما أقرب من أطفالها. أما زيد من العراق رأى في شخصية الأب من الفيلم وهو كان دئبا، والده.


إضافة إلى ذلك رأينا بعض رسومات الجرافيتي التي ربطت الجدران الفاصلة بكونها لوحة فنية. فمن جهة يتم استعمال الجدار بين فلسطين وإسرائيل، وجدار برلين، وكذلك في وقت قريب الجدار الحدودي بين بلغاريا وتركيا مثل وسيلة للتقسيم، ولكن من جهة أخرى يتم استعمال هذه الجدران بمثابة منصة لتعبير الموقف المدني والاجتماعي. وفي هذا الصدد عرض علينا حاكم من مصر بعض رسومات الجرافيتي فشرح معناها في ظل التمرد الذي كان يسود على ميدان التحرير بعد الأحداث من الربيع  العربي في 2011. 

علاوة على ذلك تحدث جوفاني عن بعض كتب الكوميكس الأوروبية والعربية وركز اهتمامنا على الجهات ودورها لخط القصة. فيأتي الأبطال في كتب الكوميكس العربية من اليمين إلى اليسار أما في كتب الكوميكس الأوروبية- من اليسار إلى اليمين. أما ضيفنا ديماتا عرض علينا كتاب الكوميكس له واسمه "كيف أصبح مستر بليك أزرق". فتقترب قصة الكوميكس هذه من تجربة المشاركين في البرنامج لأنها تعكس الهرج والمرج الذي يسود في البيرقراطية والتي يواجهها المهاجر محاولة في الدمج في المجتمع المستضيف.

 في نهاية اللقاء الأول رسموا المشاركون قصة تضم ثلاثة أجزاء- شيئا من الماضي وشيئا من الحاضر وشيئا من المستقبل. ففي رسماتهم قد قرأنا الأمل في الحياة الأفضل في المستقبل، والحزن من التجربة، والفرح من الإنقاذ، وحياة الحب، والشررة، التي تجعلنا أن نؤمن بالخير القادم.


للمزيد من الصور اضغط هنا 

تم تغيير أسماء المشاركين في المناسبة من أجل أمنهم.

Of Men and Animation

Emiliya Bratanova

The first event of the cultural orientation programme took place on 26 October with a group of about 30 refugees and asylum seekers from nine nationalities. Our special guests Vessela, Giovanni and Dimata from Compote Collective had accepted our invitation to tell the participants in the workshop about animation in Bulgaria, the messages behind graffiti and comic strips, the freedom of expression which they allow for and their social impact.


The programme started with the screening of the documentary animation movie “Father”. The movie follows the traumatic memories that five grown-up children have of their relationships with their fathers during communist times. No doubt we were interested in the way this movie would be perceived by people who traditionally receive most personal support from their families. Fila from Afghanistan* summarized that fathers are often seen as strangers because it is the mother who is closer to the children. Zaid from Iraq identified his own father with a wolf, just like the fathers featured in the movie.


In its turn, graffiti constructed a bridge across the dividing walls on which surfaces it emerges so often. The wall between Palestine and Israel, the Berlin Wall and the border wall to-be between Bulgaria and Turkey, serve as divides, but also as platforms for the expression of civil and social positions. Haqim from Egypt took the floor, and showed us and told us about the graffiti which appeared on, and filled with discontent the Tahrir Square after the events of the Arab Spring in 2011.

Giovanni explained about some European and Arab comic books, about the role of directions for the storyline and about the fact that in Arab comic strips good characters come from right to left and in European ones from left to right. Dimata on his part presented his own comic strip “How Mr. Black Became Blue”. The story behind this comic strip is very close to the experiences of our participants, in that it illustrates the red tape challenges a migrant encounters on his or her way to integration in the host society.

At the end of the first event, the participants drew a story of three parts, consisting of elements from the past, present and future. One can read in the final paintings hope for a better life, sorrow from past experiences, joy in refuge, the fragments of a love story, the spark which gives us hope in the coming good.


You can find more pictures from the event here.

* The names of the participants have been changed for security reasons.

За хората и анимацията

Емилия Братанова

Бежанците са не само и единствено реципиенти на помощи и дарения, въпреки че българските институции и част от обществото рядко, ако изобщо, се отнасят към тях по друг начин. В няколкогодишната ми работа с бежанци и търсещи закрила лица, аз не ги бях виждала в ситуация, позволяваща и изискваща тяхното знание и мнение, по който и да било въпрос извън чисто юридическата рамка за определяне на статут. Но на 26 октомври нещо подобно се случи и то даде лице на всеки човек отделно, с неговата история, знания и мисли. 

На тази дата се запътихме към едно кафе-книжарница в центъра на София с група от около 30-ина бежанци и търсещи закрила лица от девет националности – сирийци, палестинци, индийци, пакистанци, иракчани, египтяни, афганистанци, ганайци и руандийци. Поводът беше първото ни събитие от програмата за културна ориентация на бежанци и търсещи закрила лица. Специалните ни гости Весела, Джовани и Димата от Компот Колектив имаха задачата да разказват на участниците за анимацията в България, за посланията на графитите и комиксите, за спецификите на тези изкуства, за свободата на изразяване, която дават, и нещо повече – за влиянието им в социален контекст. 


Програмата започна с прожекцията на документалния анимационен филм „Баща”, отличен с много награди, една от които и поредното международно отличие – 1-во място на 30-ия годишен международен фестивал на детските филми в Чикаго, САЩ.

Филмът проследява личните истории на пет пораснали деца – за спомените от детството и за връзката с техните бащи. Разказвачите са на възраст между 30 и 40 години и тяхното детство преминава по времето на комунизма. Може да се каже, че “Баща” е изследвателски проект за една специална възрастова група и за Прехода. Случайно или не всички представени спомени отразяват травматични взаимоотношения между родител – дете. Несъмнено за нас беше интересно как възприеха този филм хора от общества, където традиционно семейството осигурява най-голямата подкрепа на личността.


„Как е приет филмът от българската публика?”, „Защо се показват предимно отрицателни отношения между бащи и деца?”, „Филмът само български истории ли отразява?”, това бяха само част от въпросите, които вълнуваха нашите приятели. Фила от Афганистан* обобщи, че бащите много често се възприемат като чужди, защото майката винаги е по-близо до децата, а Заид от Ирак припозна във филмовия образ на бащата като вълк своя собствен баща.

Графитите пък хвърлиха мост между разделителните стени, на чиято основа най-често се появяват. Стената между Палестина и Израел, Берлинската стена, а в скоро време и граничната стена между България и Турция служат за разделение, но и за платформа за изразяване на гражданска и социална позиция. Подобна роля графитите имат по-често в страните от Близкия Изток, отколкото в България, където с малки изключения те притежават изцяло естетически функции. Хаким от Египет взе думата, показа ни и ни разказа за графитите, които украсиха и заредиха с негодувание площад Тахрир след събитията от Арабската пролет през 2011 година.


След този твърде интересен разказ, говорихме за европейски и арабски комикси. Джовани обърна внимание на ролята на посоките за сюжетната линия и как в арабските комикси добрите герои идват от дясно наляво, а в европейските – отляво надясно. В подобни двуезични комикси се стига до ситуацията, в която героите от двете култури/посоки неминуемо се срещат в средата на книгата или в края на историята. Какво се случва след това, никой не знае. В мир ли са един с друг или водят война? Краят е отворен. Димата пък представи своя комикс „Как Мистър Блек стана син”. Сюжетът на комикса е много близък до историята на нашите герои поради това, че отразява бюрократичните лутания на един имигрант в опита му да се интегрира в приемащото общество.

И за да завършим първата среща от програмата по подобаващ начин, предложихме на участниците да нарисуват история от три части, съдържаща в себе си елементи от миналото, настоящето и бъдещето. Задачата се прие с голям ентусиазъм. Рисувахме повече от час. Вече трябваше да си ходим, но имаше хора, които все още рисуваха... Скоро закачаме картините на стената. В тях има надежда за по-добър живот в бъдещето, тъга от преживяното, радост от спасението, животът на една любов, искрата, която ни вдъхва вяра в предстоящо добро. Изгубени в превода, визуалните изкуства се оказват още един възможен способ за комуникация.


Още снимки от събитието може да разгледате тук.

* Имената на участниците са променени с оглед на тяхната сигурност.

Read a summary of this article in English here.

اضغط هنا  لتقرأ ملخص هذه المقالة بالعربية
خلاصه این مقاله را می توانید اینجا بخوانید



الطريق إلى البيت الجديد.

إيميليا براتانوفا

منذ وقت ما يهدف فريق المؤسسة الثقافيةA25  جعل البيئة غير المألوفة بيتا للاجئين وطالبي اللجوء. فنقصد بالكلمة "بيت" المكان حيث سيتصرف الناس معي  تصرفا جيدا وفي حقيقة الأمر هذا هو معنى القول "أنا في البيت" حسب ما قاله عناية الله أكبري في رواية " في البحر تماسيح " لفابيو غيدا .



لتقديم البرنامج الجديد لتوجيه ثقافي قام فريقنا في يومي السابع والثامن من شهر الأكتوبر بزيارة مركز التكامل التابع إلى المؤسسة الدولية المتخصصة في شؤون اللاجئين. فالتقينا هنا بحوالي 20 لاجئا وطالبا باللجوء وهم مشاركون في البرنامج الدولي للتكامل. وقد تعرفنا على بعضنا البعض وتعلمنا كثيرا عن بعضنا البعض. فلم يكن ذهابنا إلى مركز التكامل عبارة عن مساعدة من وجهة نظر الخبير والشخص القادر بل بالعكس لأن هدفنا الرئيسي كان وما زال إنشاء وإعطاء الفرصة لنتعرف على ما يحيطنا.
لقاؤنا التالي سيكون مرتبطا بأفلام الكرتون  والجرافيتي. وهذه المنساسبة هي جزء من البرنامج لتوجيه ثقافي ولكن هي أكثر من مناسبة ممتعة لأنها ستطيح لنا الفرصة لمناقشة، وتعبير عن الذات و  الاحترام المتبادل.

راه به میهن جدید

 إيميليا براتانوفا

 مدتی ست که تیم انجمن فرهنگی آ ۲۵ مسئله تغییر کردن محیط نا آشنا بلغارستان به وطن جدید پناهندگان و پناهجویان را بر عهده گرفته است. به قول اقای انآیت الله اکبری از رمان اقای فابیؤ جدا «در دریا تمساح هست» معنی وطن جدید «جایی که باهم رفتار خوبی دارند، که خود این امر احساس در خانه بودن می دهد» است


با هدف تعریف برنامه ما که تازگی به اجرا می رسد ، روز ها هفتم و هشتم اکتبر تیم ما به آژانس ملی پناهجویان (کامپ) رفت و آنجا دیدار با حدود ۲۰ پناهندگان و پناهجویان (که در برنامه ملی ادغام شرکت می کنند) داشت. با هم آشنا شدیم و بسیار چیزها از یک دیگر یاد گرفتیم. مثلا که ما پیش پناهجویان برای کمک به آنها از مقام داناها و توانا ها  نمی رویم ولی می خواهیم فضایی درست کنیم که در  آن با هم زندگی کنیم و بتوانیم با محیط دور ما آشنا شویم. موضوع دیدار آینده ما  دیوارنگاری و انیماتیون خواهد بود. آن بخشی از برنامه ای ست که نه تنها شامل یک فعالیت جالب می باشد ولی سحنه گفتگو ، مخابره، و احترام مشترک است

The Road to a New "Home"

Emiliya Bratanova

Recently the A25 Cultural Foundation team has set as its goal to work for turning the unfamiliar surroundings of refugees and asylum seekers into their new home. Following the words of Enaiatollah Akbari from Fabio Geda’s novel “In the Sea There Are Crocodiles”, when we say “home” we mean “a place where I will be treated well, which actually means to be at home”.


With the aim to present our newly-launched programme for cultural orientation, our team visited the Integration Centre with the State Agency for Refugees on the 7th and 8th October where we met about 20 refugees and asylum seekers participating in the National Programme for Integration. We got to know one another and learned a lot about and from each other. For example, we were there not in the position to help the refugees on the basis of some superior knowledge or abilities, we were there to build and share a common space in which to increase our knowledge about the social environment. Our next meeting is devoted to graffiti and animation. It is part of a programme which will not just be an interesting event; it will be a forum for discussion, self-expression and mutual respect.




Пътят към новия "дом"

Емилия Братанова

Екипът на Културна фондация А25 от известно време си е поставил задачата да работи за превръщането на непознатата и често враждебна среда в дом за бежанци и търсещи закрила лица. Дом тук нека разбираме като „място, където ще се отнасят добре с мен, което всъщност означава да си у дома”, определение, дадено от Енаятолах Акбари, основният герой в романа на Фабио Джеда „Има крокодили в морето”. За тези, които не познават книгата, тя дава ярка представа за преживяванията и чувствата, съпровождащи пътя на бягащо момче от Афганистан в търсене на спасение на живота и достойнството му. Колкото и различни да са отделните истории на нашите истински герои, те споделят много от човешките чувства на своя романов прототип. 

Историята на Енаятолах ни подготви за първата ни среща с бежанците, която се състоя на 7 и 8 октомври. След трескава подготовка и вълнение екипът ни посети Интеграционния център към Държавна агенция за бежанците, където се срещнахме с около 20 бежанци и търсещи закрила лица, участващи в Националната програма за интеграция. Оказва се, че колкото и да сме подготвени, винаги има какво да ни изненада и че няма по-добър учител от директния контакт с хората. Урок номер 1: постоянно да се подсещаме, че ние не сме при бежанците, за да им помагаме от позицията на знаещия и можещия, а сме там, за да разберем повече един за друг, взаимно да се опознаем и по този начин да изградим споделено пространство, в което да трупаме и знания за това, което е около нас. 

Представихме себе си и програмата и поканихме присъстващите на предстоящите събития. Запознахме се и си обещахме скоро да се видим, за да говорим за графити и анимация. „Ще дойдем”, казаха ни много от тях в края на срещата. Техните думи потвърдиха намерението ни програмата за културна ориентация да не е просто едно от малкото „интересни” събития сред обичайната липса на дейности в живота на хората в процедура за получаване на статут, сред „гледане на телевизия, мълчание, храна, спане. Мълчание.” („Има крокодили в морето”, Джеда). Ще бъде много повече от това – ще бъде форум за дискусия, активно участие, взаимно уважение и платформа за себеизразяване. Ще придаде смисъл на „дните минаваха през мен, и въобще животът, като река. Бях като крайбрежна скала” (пак там). А всички останали уроци тепърва предстоят.



Read a summary of this article in English here.

اضغط هنا  لتقرأ ملخص هذه المقالة بالعربية
خلاصه این مقاله را می توانید اینجا بخوانید

eea grants / a25 culgoral foundation

eea grants / a25 culgoral foundation