زندگی سیاه و سپید

إيميليا براتانوفا

در نیمه دوم برج جنوری سال ۲۰۱۴ برای ششمین بار فیستیوال سینمائی«منار» از شرق میانه و افریقای شمالی در شهر سوفیه براه انداخته شد. روز اول جنوری در صالون سرخ خانه سرخ انگل خاجیسکی و زدرفکو گریگوروف سازماندهندگان این فیستیوال، مهمانان ویژه برگزاری چهارمین برنامه ما بودند. تعجب‌آور نیست که این برنامه بیک خیت( یعنی بزرگترین از برنامه های از ملااقات های ما) تا به همان لحظه گردید. در این برنامه بیشتر از ۳۰ نفر از هشت ملیت مختلف اشتراک ورزیده بودند: سوریه، فلسطین، لبنان، افغانستان، ایران، عراق و سومالی.


انگل و زدرفکو این برنامه را با به معرض گذاشتن فیلم با شرکت بلغاری «دنیابزرگ است و وسیله نجات در هر کجا در کمین نشسته است» محصول سال ۲۰۰۸ و فیلم اردنی از سال ۲۰۱۲ بنام «هنگام تبسم مونالیزا»،‌ نامزد شده برای خوب‌ترین فیلم از فیستیوال بین المللی فیلم در دوبی افتتاح کردند. ایشان در مورد خود، در مورد فیستیوال فیلم‌ها و علاقه مندی خود به کلتور شرق‌میانه گفتنی هایی داشتند. انگل ترکشناسی را خلاص کرده است و زدرفکو مطالعات در باره فیلم. و هنگامیکه بر صفت مترجم فیلم کار میکنند کمبود فیلم ها از شرق میانه را در سینما های بلغاریا  درمی یابند. به همین علت فیستیوال فلم ها را براه میاندزند تا بتوانند کلتور شرقمیانه را به بلغاریایئ‌ها معرفی بدارند زیرا انگل وانمود کرد که «هنوز کلتور شرقمیانه عجیب و غریب برای ما است و بطورمثال برای شخص خودم کلتور شرقمیانه نسبت به کلتور فرانسه بیشترنزدیک به خودم است» .

با نمایش دادن فیلم بلغاریایئ زدرفکو تشرحات داد که این فیلم بیانگر تاریخ تمامیت خواه گذشته از کشور ما و سرگذشت یک فامییل بلغاری پناهجو که حدود ۳۰ سال قبل به المان پناهنده شده بودند. و همچنان بیان‌کننده تاثیرات مهاجرت بالای روابط فامیلی و شخصیت‌ها در گذشت زمان و مکان است.


در ختم فیلم خانم نسرین* در مورد تبادل افکار  علاوه کرد که مشاوره پدرکلان به نوه اش بیشتر تاثیرکننده برای او بود که حتی اندختن طاس تخت نرد مربوط به خود انسان است یعنی هیچ چیز از روی تصادفات نیست. خانم ظاهیرا به زندگی مشکل مهاجرین و ارزوی همیشگی آنها برای برگشت دوباره‌شان بوطن حتی بعد از ۲۰ سال توجه همه را جلب نمود. دیدگاهی که در آخر فیلم همان دیکتاتور از سالهای هفتاد قرن بیستم از نصب اعلان (بیلبورد) می خندد که روی آن «بلغاریای جدید» نوشته شده است،‌ جالب بود و از سوالی در مورد مفهوم این صحنه تعقیب شد.


در هنگام تفریح بین دو فیلم تمام گروپ نان چاشت را که از طرف شرکت «غذای علااودین» هدیه گردیده بود صرف کردند. غذاهای خیلی لذیز به اندکترین فرصت صرف شد و انرژی برای تماشای فیلم کمیدی عشقی که در پیش می آمد خوشایند ذخیره گردید. «هنگام تبسم مونالیزا» همه را بسیار خندان، سرو صدا های بلند مملو از ذوق و شوق ایجاد کرد و هیجان بر انگیخت. در ظرف یک و نیم ساعت اخیر برنامه همه با علااقه‌مندی زیاد چشم به فیلم دوخته بودند که به لحظات سپیدو سیاه(تلخ و شیرین) زندگی اختصاص شده بود.

بیشتر اکسها از این فعالیت اینجا در دسترس شما هستند

اسمهای شرکت‌کنندگان به دلیل امنیت ایشان تغییر شده‌اند. ب*


مصاحبه کوتاه با اقای زْدْراوکو گْریگُرٍُو و اقای آنْگِل حاجییسْکی


 با فعالیت بعدی برنامه برای راهنمایی فرهنگی پناهندگان و پناهجویان از ماه فوریه استقبال می کنیم. این بار آن به سینما اختصص شده بود و  اقای زْدْراوکو گْریگُرٍُو و اقای آنْگِل حاجییسْکی ، شناخته شده به اسمهای آنگِل و زْدْراوگو از سازمان <پُزُر> ، مهمانان ما بودند. در مصاحبه کوتاه که در زیر می آید می توانید بخوانید چطور به نظر مهمانان ما روز دیدار ما گذشت، چه چیزهایی یادشان می ماند و چه چیزهایی می خواهند دوباره صورت گیرند


1. می توانید بطور کوتاه خود را معرفی کنید؟
زدراوکو گریگُرُو و آنگِل حاجییسکی ، برگزارکنندگان جشنواره سینمایی صوفیا مِنار. از شش سال سعی می کنیم سینمای دگرگون را در پایتخت و  نیز در شهرهای بزرگ معرفی کنیم. هر سال تعداد تماشاگران بیشتر می شود و این امر به ما بیشتر قدرت می دهد تا در این طرف کوشش کنیم

2. تجربه شما تا به حال با پناهندگان و پناهجویان چیست؟
سال دومیست که ورود به جشنواره برای پناهندگان باز است. با کمال میل دوباره می توانیم فیلمهایی که بخشی از برنامه ما هستند ، به کامپهای پناهجویان تحویل بدهیم. می بینیم که مردم این امکان را آرزشمند می دانند و با علاقه می آیند فیلمها را ببینند

3. آیا از دیدار با شرکتکنندگان انتظارات داشتید؟ وگر <بله> - چه انتظاراتی بودند؟ 
خوشحال شدیم که دیدار ما به طور گفتگو گذشت و پناهجویان نیز در گفتگو شرکت کردند. در آغاز فکر می کردیم که تنها به 
حرفهای ما گوش خواهند کرد ولی از اینکه شروع کردیم با هم صحبت کنیم خیلی خوشمان آمد

4. آیا در طی دیدار چیزی بود که بشدت توجهتان را جلب کرد و یا از آن متعجب شدید؟ آیا چیزی بود که آن را برای خود بردهاید؟
خیلی خوشحال شدیم که بعد از فهمیدن که ما به منطقه ایشان بوده‌ایم همه هیجانزده شدند و شروع کردند سؤال کنند که دقیقاً کجا بودیم و آیا خوشمان آمد ... و اصرار کردند به جاهایی که نرفتهام برویم. ما قول دادیم این اشتباه را اصلاح کنیم و بزودی آماده می شویم از جاهایی که نبودیم بازدید کنیم. به دلیل اینکه با فرهنگشان آشنایی داریم ارتباط ساختن با ایشان آسانتر است. هدف جشنواره آشنا ساختن بیشتر بلغاریان با سنتهای منطقه است  و از محدودیتی که هنوز وجود دارند عبور کنیم

5. می خواهید جیزی دیگهای وابسته به این موضوع ، بگوییدبه شرکتکنندگان،سازماندهندگان، خوانندگان بلوگ رو کننین؟
به برگزار کردن مخابرات ادامه بدهند، به مذاکره کردن ادامه بدهند، مبادله فرهنگی به پایان نرسد و بلغاریان با فرهنگ و سنت منطقهای که از آن پناهجویان می آیند، آشنا شوند و آنوقت آسانتر آنها 
را قبول می کنند

***

دوباره نه تنها به دلیل مفید بودن برای برنامه راهنمایی فرهنگی ولی نیز به دلیل منفعتشان در ربطه فرهنگی بین بلغارستان ،کشوارهای خاور میانه و شمال آفریقا،  از آقایان آنگل و زدراوکو سپسگزاریم. در هر حوزه و از هر لحاض قدمتان سابک باشد و در برگزار کردن جشنواره‌های آینده و مشهور کردن فرهنگهای هنوز ناآشنا در بلغارستان موفق باشید

المقابلة السريعة مع أنجيل وزدرافكو

نبدأ شهر شباط بالمناسبة التالية من البرنامج لتوجيه ثقافي للاجئين وطالبي اللجوء حيث تحدثنا عن السينما وكان ضيوفنا الخاصين زدرافكو غريغوروف وأنجيل هاجيسكي أو أنجيل وزدرافكو من "الفضيحة". ففي المقابلة السريعة معهما قد تقرؤون كيف جرى هذا اليوم حسب ضيوفنا وماذا سيتذكران من اللقاء وماذا يريدان تكريره. 


1.    هل ممكن أن تقدما لنا باختصار؟
زدرافكو غريغوروف وأجيل هجيسكي- نحن مؤسسو المهرجان السينمائي "منار" في صوفيا. منذ ست سنوات نحاول عرض سينما مختلة في صوفيا ومدن أخرى. كل سنة يزداد عدد زوار المهرجان الأمر الذي يشجعنا أن نعمل في هذا الاتجاه بحماسة كبرى.
2.    هل لديكما تجربة في المعاملة مع لاجئين وطالبي اللجوء وما هي؟
سنة ثانية والمهرجان مفتوح لزوار لاجئين. وبكل سرور سنكرر عرض بعص أفلام من البرنامج في مراكز اللاجئين. فنرى أن الناس يقدرون هذه الفرصة ويأتون لمشاهدة الأفلام.
3.    هل كنت لديكما بعض توقعات من اللقاء مع المشاركين في البرنامج؟
نحن فرحانون أن اللقاء جرى مثل مناقشة واللاجئين انضموا أيضا إلى الحديث. في البداية كنا نفكرأنهم سيستمعون فقط، ولكن أصبح الجو مريحا وبدأنا بالحوار.
4.    هل كانت هناك مفاجآت بنسبة لكما؟ وما هي انطباعاتكما من اللقاء؟ هل تستفيدان شيئا من لقائنا؟
تعجبنا طريقة انتعاش الناس عندما سمعوا أننا كنا في بلادهم فبدؤوا بالأسئلة كيف وجدنا المنطقة وأين كنا بالضبط فحاولوا إقناعنا بحماسة أن نزور الأماكن، التي لم نذهب إليها. لذلك وعدنا لهم بأننا سنصحح الخطأ بزيارة الأماكن ، التي لم نزرها بعد، في وقت قريب. نحن نعرف ثقافتهم فهذا الأمر يسهل تواصلنا. وهدف مهرجاننا هو تعلم أغلبية البلغار على عادات وتقاليد المنطقة فأن يقفزوا على الحواجز، التي لا تزال موجودة.
5.    هل تريدان أن تضيفا إلى شيئا في الموضوع؟ هل تريدان أن تقولا شيئا للمشاركين أو للمنظمين أو قراء المنتدى؟
نتمنى لمنظمي البرنامج الاستمرار في تنظيم مناقشات وحوارات وخاصة مواصلة التبادل الثقافي. فكما ذكرنا تعرف البلغار على ثقافة وتقاليد المنطقة، التي يأتي منها اللاجئين، سيسهل قبولهم.

***

نشكر أنجيل وزدرافكو لمساهمتهما ليس فقط في البرنامج لتوجيه ثقافي، وإنما في وساطتهما في التبادل الثقافي بين بلغاريا والدول من الشرق الأوسط وإفريقيا. نتمنى لكما التوفيق في المهرجانات التالية والمناقشات والمناسبات المكرسة على  تعزيز الاهتمام بالثقافات، التي ما زالت غريبة لبلغاريا.

الحياة في أسود وأبيض

  إيميليا براتانوفا

شهدت صوفيا في الجزء الثاني من شهر يناير/ كانون الثاني الدورة السادسة من المهرجان السينمائي لأفلام من الشرق الأوسط وشمال إفريقيا واسمه "منار". فكان منظمي المهرجان السينمائي أنغيل خاجيسكي وزدرافكو غريغوروف الضيفين الخاصين في مناسبتنا الرابعة من البرنامج لتوجيه ثقافي والتي تم إجراؤها في اليوم الأول من شهر فبراير/ شباط في القاعة الحمراء في مبنى البيت الأحمر. فكانت هذه المناسبة أفضل مناسباتنا من ناحية حضور المشاركين. فحضرها أكثر من 30 مشاركا من ثماني جنسيات مختلفة فيما يلي: سوريا وفلسطين وأفغانستان والعراق وإيران والصومال وكوت ديفوار. 


فاُفتتحت المناسبة بعرض الأفلام من برنامج المهرجان السيمنائي. بعد ذلك شاهدنا فيلمين وهما الفيلم البلغاري والألماني من العام 2008 واسمه "العالم كبير ويربص الانقاذفيه من كل مكان "  والفيلم الأردني المرشح  عام 2012 لأفضل فيلم في المهرجان السينمائي الدولي في دبي "لما ضحكت موناليزا". إضافة إلى ذلك تحدث الضيفان عن نفسيهما واهتمامهما بالثقافة الشرقية وطبعا عن المهرجان. فتخرج أنغيل اللغة التركية  فقد تخرج زدرافكو علوم سينمائية. فأدرك الاثنان في أعمالهما كمترجمي أفلام أنه لا يوجد في بلغاريا عرض أفلام من الشرق الأوسط. لذلك فإنهما بدآ بتنظيم المهرجان لأفلام شرقية، الذي يهدفا به تقديم خصوصيات ثقافة الشرق الأوسط لأنها ما زالت تكون غريبة بنسبة البلغار. فأضاف أنغيل في قوله أنه يحس هذه الثقافة أقرب من ثقافة فرنسا مثلا.

ثم شاهدنا الفيلم البلغاري، الذي يحكي  حسب ما قاله زدرافكو قصة من الماضي عندما كان المجتمع البلغاري يعيش في ظل النظام  الاشتراكي فيعرض الفيلم مصير أسرة بلغارية نزحت إلى ألمانيا قبل أكثر من 30 سنة والعواقب على العلاقات العائلية وشخصية الأبطال في القصة والانتقال في الزمان والمكان. 


بعد عرض الفيلم قالت نسرين انها تأثرت كثيرا بنصيحة الجد إلى حفيده عندما قال أنه ليس هناك مصادفة في رمي النردين وهذا الأمر يتعلق بالإرادة الانسانية. فأضافت زاهرة إلى ذلك صعوبة حياة اللاجئين ورغبتهم الدائمة في العودة إلى الوطن حتى بعد 20 سنة. فأثارت اللقطة الأخيرة من الفيلم  اهتمام المشاركين. فهي كانت تعرض البيلبورد الكبير، الذي كان مكتوبا عليه " من أجل بلغاريا جديدة" وابتسم منه نفس الدكتاتور من السبعينيات.


في الاستراحة بين مشاهدة الفيلمين تناولنا الغداء، الذي قدمته لنا شركة "ألادين فودس". وتوفر لنا هذا الطعام اللذيذ الطاقة لمتابعة كوميديا الحب "لما ضحكت موناليزا" التي أثارت كثير من الجدل والضحك والتأوهات في الساعة الأخيرة من المناسبة التي كانت  مكرسة على اللون الأبيض من اللحظات السوداء والبيضاء في الحياة. 

للمزيد من الصور اضغط هنا 

تم تغيير أسماء المشاركين في المناسبة من أجل أمنهم.

Angel and Zdravko wish that Bulgarians get to know the traditions in the Middle East and overcome the barriers

February starts with the next event from the cultural orientation programme for refugees and asylum seekers. It was this time devoted to cinema and the special guests at the event were Zdravko Grigorov and Angel Hadzhiyski, also known as Angel and Zdravko from “Pozor”. How did our guests see the event, what will they remember from it, what would they like to repeat: you can read about it all in the following blitz interview.


1. Could you shortly introduce yourself?

Zdravko Grigorov and Angel Hadzhiyski, founders of Sofia MENAR Film Festival. For 6 years already we have been trying to present alternative cinema in the capital as well as in other big cities. Each year the Festival enjoys bigger audience, which makes us want to work even harder in this direction.

2. What is your previous contact with refugees and asylum seekers?

For a second year already the Festival has been open for refugees. We would be happy to provide movies from the festival programme to the refugee camps in the future too. We see that people appreciate this opportunity and they come and watch the movies with great interest.

3. Did you have prior expectations about the event and the participants? If yes, what where they?

We were very happy that the meeting took place in the form of a discussion and that the refugees also participated in the conversations. In the beginning we thought that they would be just listening to us. However, we were very glad to start talking with each other.

4. Was there something which surprised you or made a strong impression on you at the event and did you take something from this experience?

We enjoyed it pretty much when everybody’s faces brightened up at hearing that we had visited their birthplaces, how they started asking us what we had liked, where we had exactly been… And how they insisted on convincing us to go to the places we hadn't been to yet. We promise them to fix our mistake and to be soon ready to visit the places which we have not visited so far. The fact that we know their culture makes it much easier to communicate. The goal of our festival is to make it possible for most Bulgarians to get to know the traditions in the region and to overcome the barriers where they still exist.

5. Would you like to add something or to address the participants, the organizers, and the blog readers?

May they keep organizing discussions, may they keep debating, may the cultural exchange go on, may Bulgarians get to know the culture and traditions in the regions where the refugees come from and hereby accept them more easily.

***

We would like to thank Angel and Zdravko once again for their contribution not only to the cultural orientation programme, but also to the cultural exchange between Bulgaria and the Middle Eastern and North African countries. All the best in organizing the upcoming festivals, debates and interesting meetings for the sake of popularizing some cultures which are still considered “exotic” in Bulgaria!

Life in black and white

Emiliya Bratanova

In the second half of January 2014 the sixth edition of the MENAR Film Festival for Middle Eastern and North African cinema took place in Sofia. Angel Hadzhyiski and Zdravko Grigorov, the organizers of the festival, were the special guests of the fourth event of the programme which took place on 1 February at the “Red Hall” of the Red House. Without any surprise this event turned out to be a hit in terms of the number of attendees so far. More than 30 participants from 8 nationalities participated: Syria, Palestine, Lebanon, Afghanistan, Iraq, Iran, Somalia and Côte d’Ivoire.


Angel and Zdravko opened the event with a presentation of the movies which were about to be screened: the Bulgarian co-production “The World Is Big and Salvation Lurks around the Corner” (2008) and the Jordanian movie “When Monaliza Smiled” (2012), nominated for “best movie” at the Dubai International Film Festival. The two guests talked about themselves, about the MENAR Film Festival and their interest in Middle Eastern culture. Angel has graduated in Turkic studies and Zdravko in film studies. While working as movie translators, they noticed a lack of movies from the Middle East in the local movie theatres. Therefore, they established the festival with which they aim to present Middle Eastern culture to Bulgarians. “We find this an exotic culture, but I personally find it much closer than the French one, to take as an example”, Angel says.

First we screened the Bulgarian movie, which as Zdravko explained, presented a story from the recent totalitarian past and followed the refugee fate of a Bulgarian family, which reached Germany more than 30 years ago, putting the emphasis on its consequences on family links and identity, and on the transition in time and space.


After the movie Nasrin* shared that she was most impressed by the grandfather's advice to his grandson that even throwing dice depends on man, and that chance has no place in this activity. Zahira on her part drew attention to the difficult life of refugees and their constant desire to return to their birth places, even after 20 years of exile. There was also an interesting observation on the meaning of an event at the end of the movie when the “same dictator” from the 1970s was smiling from a billboard saying “For a New Bulgaria”.


In-between the two movies the group could enjoy a lunch donated by Aladin Foods Ltd. The tasty food disappeared within minutes and served as an energizer for “When Monaliza Smiled”. The romantic comedy made many laugh, sigh, exclaim and stare at the screen for the remaining hour and a half of the event, devoted to the white from the black and white moments of life.

You can find more pictures from the event here.

The names of the participants have been changed for security reasons.

eea grants / a25 culgoral foundation

eea grants / a25 culgoral foundation